مدرسه شجره طیبه دیگر فقط نام یک مدرسه نیست؛ نامش با روزی گره خورده که انفجار، کلاس درس را به صحنه سوگ و فاجعهای انسانی بدل کرد. دانشآموزانی که صبح راهی مدرسه شده بودند، قربانی جنایتی شدند که آثار آن نهفقط بر دیوارها و نیمکتهای مدرسه، بلکه بر زندگی خانوادههایشان و مردم این سرزمین باقی ماند و داغ و فقدانی بیپایان بر جای گذاشت. حالا چند ماه پس از آن فاجعه، بخشی از آنچه بر میناب گذشت، به دنیای بوم و رنگ و تصویر راه پیدا کرده و در قاب نقاشیهای هنرمندان ایرانی دوباره پیش روی مخاطبان قرار گرفته است؛ جایی که هنرمندان تلاش کردهاند با زبان و جهان شخصی خودشان آنچه را نمیتوان در تیتر گزارش و عکسها خلاصه کرد، این بار از دریچه رنگ، فرم، نماد و خیال روایت کنند.
ردی از فاجعه میناب بر بوم نقاشان
شاید هیچ تابلویی نتواند عمق سوگ یک خانواده یا لحظهای را که کودکی از مدرسه به خانه بازنگشت، بازسازی کند اما دستکم میتواند نشانی از آن باقی بگذارد. «مدرسه میناب» صرفاً یک نمایشگاه موضوعی درباره یک واقعه تلخ نیست، بلکه تلاشی هنرمندانه برای روایت واقعهای است که ابعاد انسانی و عاطفی آن فراتر از ظرفیت یک تصویر است. امیر عبدالحسینی، گردآورنده نمایشگاه در یادداشتی با عنوان «نشانههایی از یک جنایت جنگی!» بر همین مسئله تأکید کرده است. به اعتقاد او، نمایشگاه نه میخواهد و نه میتواند فاجعه میناب را بهطور کامل بازنمایی کند؛ چرا که رنج و اندوه ناشی از بمباران یک مدرسه در هیچ تصویر واحدی نمیگنجد. از این منظر، نقاشیهای نمایشگاه بیش از آنکه بازسازی کامل یک حادثه باشند، نشانههایی از یک فاجعه انسانی و جنگی هستند؛ نشانههایی که مخاطب را به ژرفاندیشی، مکاشفه و مشارکت در شکلگیری معنای اثر فرامیخواند.
این مدرس هنر در ادامه یادداشت خود، به اهمیت نمادین مدرسه اشاره کرده و گفته؛ «آنچه در این نمایشگاه اهمیت دارد، تأکید بر امر ناگفتنی و بازنماییناپذیری است که در ورای آثار باقی مانده است. مدرسه که باید امنترین مکان برای دانشآموزان باشد، به صحنه خشونت و ویرانی بدل شده تا نماد مدرسههایی باشد که در آتش جنگ و خشونت، از جایگاه آموزش به میدان سوگ کشیده شدهاند».
یک واقعه، چند زبان نقاشی
نمایشگاه گروهی نقاشی «مدرسه میناب» به همت مؤسسه فرهنگی هنری «نام» و با حضور جمعی از هنرمندان تجسمی جمعه گذشته ۶ شهریورماه در گالری خانه حوزه هنری افتتاح شد؛ نمایشگاهی که تلاش کرده این حادثه را از مسیر هنرهای تجسمی به حافظه عمومی منتقل کند.
دیوارهای این نمایشگاه با ۱۹ اثر از هنرمندان سرشناسی همچون بهزاد شیشهگران، سیروس مقدم، غلامعلی طاهری، مرتضی اسدی، کاظم چلیپا، علی ندایی، حسن یاقوتی، عبدالحمید قدیریان، مصطفی گودرزی، ناصر سیفی، جمشید حقیقتشناس، مرتضی گودرزی دیباج، سیدمسعود شجاعی طباطبایی، کامیار صادقی، سیدعلی میرفتاح، ماهیار چرمچی، مصطفی قربانی، حسین عینیبخش و محمدعلی نادری مزین شده است؛ به علاوه یک تابلو خالی با عنوان «و نقاش دیگر» که در توضیح آن آمده؛ بوم میناب خالی نخواهد ماند و به نقاشانی تقدیم شده که نام و اثرشان به گنجینه افزوده خواهد شد.
اما یکی از ویژگیهای مهم رویداد «مدرسه میناب» حضور هنرمندانی با سبکها و زبانهای بصری متفاوت است. همین تنوع، یکی از نقاط قابل توجه نمایشگاه بوده که سبب متنوع شدن آن شده است؛ آثاری که لزوماً از یک سبک، نسل یا شیوه بیان واحد پیروی نمیکنند و هنرمندانی با تجربهها و زبانهای متفاوت، با یک موضوع مشترک روبهرو شدهاند و مخاطب نیز شاهد مواجهه جمعی و متفاوت نقاشان با یک فاجعه است. با این حال تفاوت میان شیوههای اجرایی، انتخاب رنگ، میزان واقعگرایی یا انتزاع، نحوه نمایش انسان و استفاده از نمادها نشان میدهد هر هنرمند چگونه نسبت خود را با مفهوم فاجعه تعریف کرده و چطور مفهوم سوگ و خشونت را به تصویر کشیده است.
نکته جالب در این نمایشگاه علاوه بر تابلوها، توجه به سمبلهای کودکی است که با جایگذاری یک چرخ و فلک قرمز رنگ در مرکز این رویداد، کودکی نیمهتمام بچههای میناب را یادآوری میکند.
کفشهایی که در اغلب تابلوها خودنمایی میکنند!
اما نخستین نکتهای که در تماشای اغلب آثار این نمایشگاه به چشم میآید، رنگهای زنده، تند و غالب در طراحیهاست که با سوژههایی بزرگ و نزدیک به سبک اکسپرسیونیسم و انتزاعی خلق شدهاند. به طور مثال تابلو بهزاد شیشهگران با عنوان «کفشی که باقی ماند» که با تکنیک آکرولیک روی بوم طراحی شده، با استفاده از رنگهای پرقدرت قرمز، سبز و سفید و نقوشی برگرفته از عناصر سنتی، تصویری گرافیکی از فرهنگ و هویت بومی ارائه میدهد؛ دو لنگه کفش پسرانه و دخترانه که نمادی از کفش باقیمانده دانشآموزان شهید است با نقوشی تزئینی و گرافیکی و رنگ پرچم ایران در مرکز تصویر خودنمایی میکند. زمینه سیاه نیز تضاد بصری شدیدی ایجاد کرده و به نشانههای فرهنگی اثر قدرت بیشتری بخشیده است.
اثر دیگری در این نمایشگاه به مرتضی اسدی تعلق دارد با عنوان «آتش در گلستان» که با آکرولیک روی بوم طراحی شده و سبکی نزدیک به اکسپرسیونیسم انتزاعی دارد. رنگهای آتشین و ضربههای پرتحرک قلممو، نخستین چیزی است که در این اثر جلب توجه میکند. قرمز، نارنجی و زرد در هم تنیده شدهاند و فضایی از آتش، انفجار و آشوب را تداعی میکنند. فرمهای شکسته و غیرواقعگرایانه موجب شده اثر بیش از آنکه یک حادثه مشخص را روایت کند، تجربه حسی و روانی مواجهه با خشونت و بحران را منتقل کند.
تابلو جمشید حقیقتشناس نیز با عنوان «۱۶۸» که اشاره به تعداد شهدای این فاجعه دارد با ترکیبی از مواد روی بوم خلق شده است. در این اثر نمادگرا، فضای خاکستری و نارنجیرنگ با مجموعهای از عناصر انسانی و طبیعت ترکیب شده است.
درخت، پرندگان و نشانههای زندگی در کنار خطوط و تصاویر مرتبط با ویرانی قرار گرفتهاند که به خلق تصویری شاعرانه از تداوم زندگی در دل یک فضای آسیبدیده منجر شده و انگار هنرمند تلاش کرده در کنار ثبت تلخی حادثه، امکان بازگشت و ادامه حیات را نیز به تصویر بکشد.
اندوه چشمان مریم
اما یکی از آثار متفاوت و تأثیرگذار این نمایشگاه به تابلو «مریم؛ دریای اندوه» سیدعلی میرفتاح تعلق دارد. این اثر با تکنیک آکرولیک روی بوم طراحی شده و حال و هوای رئالیسم معاصر دارد. چهره کودک در مرکز این اثر، مهمترین عنصر روایی آن است.
در دستان کودک تابلو عکس کودک دیگری دیده میشود که در پسزمینه آن قبرهای قرمز خالی خودنمایی میکند. تصویر، یادآور فضای جنگ و خشونت است و تقابل آن با نگاه معصوم و پرسشگر دختر، ذهن مخاطب را درگیر جنگ و ابعاد بزرگ این فاجعه انسانی میکند.
یکی دیگر از آثار شاخص این رویداد، تابلو کاظم چلیپا با عنوان «زنگ آخر» است. این تابلو که با تکنیک آکرولیک روی بوم نقاشی شده، مدرسه ویران در فضایی تاریک و غبارآلود را به تصویر کشیده و طیفهای خاکستری و قهوهای و نور محدود اثر، بر سنگینی و اندوه فضای نقاشی تأکید میکنند. یا اثر دیگری از مسعود شجاعی طباطبایی با عنوان «چند قدمی مدرسه» با غلبه یک کولهپشتی خونین در مرکز تصویر و در میان ویرانهها و تابلو راهنما و سوراخ شده عبور دانشآموزان، اشارهای تلخ و کنایهآمیز به این فاجعه انسانی دارد.
آثار هنرمندان دیگری همچون ناصر سیفی با «چند روایت در اندوه یک فاجعه» یا تابلویی از سیروس مقدم با عنوان «مزار خالی ماکان» که تصویر مادری که عکس ماکان را در دست دارد و بالای یک قبر خالی ایستاده، گویای آن روز تلخ و اندوه خانوادههاست. تابلو دیگری در این نمایشگاه وجود دارد که عنوان و تصویر آن، خود گویای همه چیز است. ماهیار چرمچی در تصویری سراسر آغشته به رنگ قرمز، موشکهای کاغذی را به تصویر کشیده که روی سر عروسکها میریزند. عنوان تابلو با این مضمون که «این بار کاغذی نیست»، این اثر را تکمیل میکند.
از گالری تا عرصه بینالمللی
نمایشگاه «مدرسه میناب» در عین حال یک وجه فراتر از حوزه هنرهای تجسمی دارد. در افتتاحیه این نمایشگاه که جمعه برگزار شد، سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه کشورمان بر اهمیت آثار هنری نمایشگاه برای انتقال روایت این حادثه به مخاطبان خارج از ایران تأکید کرد و از امکان ارائه این نمایشگاه در کشورهای دیگر گفت. عراقچی در افتتاحیه این نمایشگاه اظهار کرد: دانشآموزان این مدرسه به یک حماسه برای مردم ایران تبدیل شدند و ما هیچ گاه این حادثه را فراموش نمیکنیم، نمیبخشیم و از یاد نمیبریم و همواره آن را دنبال خواهیم کرد. او با اشاره به نقش هنر در انتقال پیام و روایت وقایع بیان کرد: هر تابلویی شاید بهاندازه چندین سخنرانی و چندین کتاب با انسان سخن بگوید، پیام منتقل کند و تأثیرگذاری داشته باشد. مدرسه میناب سند سرافرازی ایران است؛ خون میدهیم ولی خاک نمیدهیم.
وزیر امور خارجه اظهار امیدواری کرد با همکاری برگزارکنندگان نمایشگاه، امکان انتقال این نمایشگاه به کشورهای خارجی فراهم شود و بتوانیم این نمایشگاه را به کشورهای خارجی منتقل کنیم و کشور به کشور ببریم و نشان دهیم، البته اگر طاقت دیدنش را داشته باشند و اجازهاش را بدهند؛ البته از آنها بعید نیست که اجازه ندهند!
هنر و بازنمایی لایههایی عمیقتر در فاجعه میناب
«مدرسه میناب» را میتوان تلاشی برای تبدیل یک واقعه خبری به یک تجربه ماندگار بصری دانست. اهمیت نمایشگاه تنها در این نیست که تعدادی نقاش درباره یک موضوع مشترک نقاشی کردهاند؛ بلکه در این است که یک فاجعه انسانی را در برابر زبانهای متفاوت نقاشی قرار داده و هر اثر روایت بخشی از این سوگ عظیم را برعهده گرفته و ترکیب آنها کنار یکدیگر، تصویری چندلایه از مواجهه هنر معاصر ایران با مرگ، کودکی و جنگ ساخته است. در واقع نمایشگاه «مدرسه میناب» با هنرمندی چند تن از نقاشان مطرح و برجسته معاصر تلاش کرده پرده از لایه عمیقتر این رنج بردارد و آن را پیش چشمان مخاطبش قرار دهد.
علاقهمندان به هنرهای تجسمی میتوانند برای بازدید از این آثار، از ۷ تا ۳۱ شهریورماه، همهروزه از ساعت ۹ تا ۲۰ به گالری خانه (موزه موقت میناب) واقع در تهران، انتهای خیابان سمیه، نرسیده به خیابان حافظ، گالری خانه مراجعه کنند.





نظر شما